خرید بک لینک
ادغام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


گرگم
نگاه چاق تو را زوزه می کشد
بر ماه تلخ ....
درکش نمی کنی !

دل می کَنَد ز خیال دریدنت
سگ می شود سه قرن
در کوچه های بلخ ....
درکش نمی کنی !

آنک
سراغ تو را پوزه می کشد
بر راه تلخ ...
درکش نمی کنی !

محمد جعفرسُلگیm.g.x

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: دوشنبه 30 اسفند 1395 ساعت: 4:37

غم فراق تپش قلب مرا مي شنوي آقا جان كه چه نا موزون است ؟ سخت بيمار توام اربابم آسمان دل من بي تاب است مردم از اين غم هجران وفراق پلكهايم خسته ست خسته از اين سفر دور ودراز خسته از ظلمت وتاريكي وجهل خسته از قصه ي پرغصه ودرد از غم غربت افسانه ي عشق وز هجوم شب ظلماني و سرد پلكهايم خسته ست وترا مي خوا

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: دوشنبه 30 اسفند 1395 ساعت: 4:37

سلام دوستان عزیز انجمن شاعران جوان فرا رسیدن فصل بهار و نوروز باستانی را به تک تک اعضا تبریک می گوید و آرزوی سالی پر از خیر و برکت برای شما عزیزان دارد. برآمد باد صبح و بوی نوروز به کام دوستان و بخت پیروز مبارک بادت این سال و همه سال همایون بادت این روز و همه روز "شیخ اجل" دوستان عزیز در ز

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: دوشنبه 30 اسفند 1395 ساعت: 4:37

نشسته نام تو در باور غزلهایم بیا ببین که در آغوش شعر تنهایم به عکس صفحه ی رایانه خیره می مانم چه زیرکانه پیِ حل این معمایم به چشم قافیه دار و ردیف لبهایت؟ و یا جناس نگاهت؟....هنوز شیدایم چه گیسوانه کشیدی مرا به دستانت چه گیسوانه قلم را به باد می سایم عجیب ظهر تنت غرق نور ابهام است چنان که در شب نیما

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 22:44

سلام من به تو اِی نور غم چشیده ی من
به صبحِ خسته ی در گور آرمیده ی من

فرشتگانِ مقرب چرا نیامده اند
برای دیدنِ این قلب داغ دیده ی من

بگو به باد نیاور خزان تازه تری
تو اِی الهه ی در روی خون تپیده ی من

بگو چه شد که درازای ظلم شب نرسید
به ابتدای طلوعِ تو اِی سپیده ی من

بگو بگو چه شد از راه ناگهان نرسید
پلنگِ تشنه ی بی تاب و جان دریده ی من

چه می شود که سوالِ مرا جواب دهی
تو نورِ خسته ی از ترس شب رمیده ی من

آیدین قلی نژادبداغ

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 22:44

گفتم بیا بیا به کجا مانده ای بیا یا نه بگو بگو که عزیزم تو کیستی هر ظلمِ تازه را که به نامِ تو می زدم من را ببخش دوست خیالی که نیستی باور نمی کنم که تو در آسمانیو شب را اگر که صبح بخواهم نمی کنی باور نمی کنم که تو در من نشسته ای اما میانِ غصه نگاهم نمی کنی باور نمی کنم که تو هستی و این چنین نکبت گ

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 22:44

کوچه
از دلتنگی خود
چه گفت
که بارید
سیل به پا شد
تا چهارراه رفت

کوچه را
دوست دارم
درد دل کردن با آدم ها را

گاهی
دلتنگی رسوب می کند
بغض می شود
و
او
بی خبر از حال تو
به باد فراموشی سرد
می اندیشد
.
آیدین قلی نژاد بداغ

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 22:44

گنگ در ابهام
پوست کلمات را میکنم
تا هضمش
ذهنت را باد نکند
همه چیز در یک
ویکدرهمه چیز
ابدیت ب انتها
زنجیر دست ذهن انسانیت
مرگ درارزوی زندگی
زندگی کفن پوش
سادگی را
قدم
قدم.

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 22:44

سربازان مغولی ات تاراج میکنند در سرزمینم ب قصد چه؟ شاید هوس گشت در دشت شقایق به سرشان افتاد ! شاید عاشق جغد های درختان من اند که درلانه عشق را شبگونه گهگاهی جار میزند سربازان سیاه چشمانت چه اشوبی در قطب دلم بپا کردند بیا ببین ابراهیم نگاهت وگلستان شدنم را بیا بچش از چشمهی جوشا

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 22:44

نوروز
روز نو
لبخند اسمانیت
بهار
در زمستان اغوشت
عید میشود برای من

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 22:44

هیچکس نمیفهمد و نفهمید من چه میکشم و هیچکس درک نکرد تنهاییم را بعد تو ... !
همه فکر میکنند کنار امدن با رفتنت بسی آسان است ... !
اما حیف که نمیدانند غم تو مرد مردستان میخواهد و یک صبر لبریز ناپذیر که محال است ...

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 22:44

نه بمب اتم
نه گیوتین
بی رحم ترین اختراع بشر
عطر است
درد دارد
حضور کسی که
سالهاست رفته است

۹۵/۱۲/۵
مصطفی نوری

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 22:44

بهاران است...!!! می رقصید زمستان چون گرگی تنومند بهار در پیش بود ولی... می درید سوز سرما شکوفه ها را مردمان در لباس پشمینه از عید سخن می گفتند بهار در پیش بود ولی... جامه نو بر تن نیلوفر نبود بیگاری درتهی دستی مردم نعره میزد __ در سواحل مدیترانه روز را نو می کرد گرگ گرگ گرگ بهار در پیش بود

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 22:44

چند روزیست که با قاتل آرزوهایم آشنا شده ام!
در برابر آینه...

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 22:44

طاقتم را نمیتوان گرفت ازمن
من نبودنت را تاب می آرم
گرچه گرمای وجودت مرا جوان میکرد
بذر خاطراتمان را برای پیری خود
در دلم مدام می کارم...23/اسفند/1395

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 22:44

یک قطار از کویر راهی شد مقصدش رو به سوی مشهد بود قلب من باز از تپش افتاد، حال و احوال عشقمان بد بود کوپه کوپه دلم پی ات میگشت فکر من پیش ریلها جا ماند دو موازیٍ تا ابد با هم! عقل در کار حکمتش وا ماند جاده پیچید و من نپیچیدم توی پیچ خیال تو ماندم تو کجا، من کجا و عشق کجا! دست تقدیر را نمی خوان

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 22:44

بهار من
نزدیک است...
اما
آبستن پاییزیست
ناخواسته...
هنوزم لبخندش سرد...
هنوزم چهره اش زرد...

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 22:44

درود برهمه ی دوستان عزیز این چند بیت را بعد از خواندن چندباره ی شعر معروفی از حافظ فلبداهه با قافیه و ردیف آن نوشتم هرچند که می دانم باید آنرا ویرایش و سپس ارسال می کردم ولیکن چون بسیار از نقد لذت می برم خواستم زحمت نقد را بر دوش شما بزرگواران بگذارم و اما شعر: منم درویشِ امروز و تو گو باشم که فر

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 22:44

کمی شعر در این کاسه بریزید من، گدایم ولی شعر بریزید وزنش، وزنه به دوشم آن قافیه را دور بریزید برف است و زمستان سفید می شود کوچه از شعر سپید بر کوچه بریزید در فضا بی وزن کنید من را از کودکی خواستم فضانورد باشم در ماه بگردم و آزاد بی بند و قفس باشم اما سفینه ام بسیار بسیار شده سنگین از وزن بسیارش ا

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 22:44

هوای کوی تو دارد دلم بهار منی
دراین طلیعه نوروز هم تویارمنی
نمی رود دل من در پی نسیم بهار
توسبزه و چمن و نغمه هزار منی
دمید باد بهاری به سبزه و به چمن
تو آن نسیم فرح بخش خوشگوار منی
خیال روی تو هر لحظه می برد صبرم
تو با امید وصالت همه قرار منی
اگر چه ساکن کوی بهار شد دل من
ولی تو نغمه رودی و چشمه سار منی
گل شکفته به گلزار دل چه خوش بویی
هوای کوی تو دارد دلم بهار منی

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 22:44

پاریس شهری بود که من بربقایای تبسم غمگین تو بناکردم. (والسِ... سکوت) ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ای کاش در پاریس به دنیا می آمدم مونته نِگرو پراگ یا هر کجای دیگر. اسمم سالواتور بود دیوید هری یا هر اسم دیگر. معشوقه ام... ــ نیمی روس و نیمی اسب ــ عصرها... کنارمزارع ذ

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 22:44

«یک یتیم اعداد است» یک یتیم اعداد است... باورکن دختر! عشق ، خشم اضداد است... باورکن دختر! این تراس بی تصویر-این خواب خالی گاو-گورِ ابعاد است... باورکن دختر! زادگاه تو لبنان-چاد یا اِل سَلوادور سرزمین من باد است... باورکن دختر! شب که شد بخواهم شیر،پستان پستان-مرگ! وصل،این قَدَر ساده است... باورکن

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 22:44

می خواهم از گذشته و فردا گذر کنم هر لحظه را به لذت پرواز سر کنم از مرز های خسته ی مرداب بگذرم با رقص موج در دل دریا سفر کنم دیگر بس است بغض شدن در گلوی اشک فریاد کن مرا که جهان را خبر کنم آنقدرخون به دامن چشمم بریز تا ((این راز سر

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 13:23

در دولت تو برای غم جایی نیست
چون وصل تو مختوم به تنهایی نیست
قربانی کبر نیز با زاری گفت
الحق که جهان بی تو تماشایی نیست

اسد زارعی

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 13:23

گفتم نمان وابستگی آخر شکست است گفتی که هر آمدنی را روی رفت است گفتمکهزخمیکهنه دردلدارم ازعشق گفتی بمان دیگرجدایی از تو سختاست گفتم مرام و معرفت رنگی ندارد بوی رفاقت بوی چیزی مثل نفت است ماندی نهالی کاشتی در جسم و روح

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 13:23

باید
رویای با تو بودن را
به باد بدهم،
تا عطرت در آغوش باغ بپیچد و
روی بازوان درختان خواب آلود زمستانی
بوسه بکارد
بهار که نو شود
لبخند روی لبها
جا خوش می کند و
گرما به دل یخ زده ی دنیا
سرک می کشد

هرچند
هرگز به تو
نخواهم رسید؛
ولی دنیا را
به لمس تو میرسانم،
تا "تو" تنها نیاز من باشی
آرزوی دست نیافتنی ام!

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 13:23

کسی نیست که بگه
هی تو
تو درگیر کدوم فصلی؟!!...
چرا بارون که میباره
بدون چتر وا میستی؟!!...
تو آغوش کی یخ کردی؟!!
که از تب داری میسوزی...
کسی نیست که بگه
غم هات
چرا همش سرازیره ...
ببینم قلبتو شاید
که قلبت پره از تیره...
حیف
کسی پیدا نمیشه....آه....
کسی پیدا نمیشه

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 13:23

گرداب دلتنگی چه بی رحم ست و وحشی آرام و امـــیّــــدِ مـــرا بلعیــده یک جـــا قلبی دریـن گرداب هایل غرقه در خون زنجیرِ زلفت افکن و بیرون کش او را چون خیسیِ غم از وجودش رخت بر بست با گــرمی دســتت چــروکــش را اُتــو کــن بیچاره

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 13:23

چترم نبودی و شب و باران ادامه داشت بر سنگفرش خیس خیابان ادامه داشت شلاق وحشیانه ی یکریز باد دی، بر شانه های لخت زمستان ادامه داشت در لابلای موی تو آرام می گرفت، در چشم باد نظم پریشان ادامه داشت فریاد شوق پشت لب بسته مرده بود

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 13:23

یک زمانی (این ریلیشن شیپ) بودُم مو با زری دیده رفتوم روز بعدش با یکی شکل پری توو دلت گفتی به مو مارمولکی کره خری! خاک عالم تو سرت ایشالله که ور بپری نیت مو ازدواجه ازدواجه ازدواج! باز اگه دیدی موره با دختری خیلی لوند مثل او شا

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 13:23

صفحه بندی